خانه / تکنولوژی / روشی جدید در عوض اندیشیدن درزمينه اختلالات روانی

روشی جدید در عوض اندیشیدن درزمينه اختلالات روانی

به مقصد‌عقیده‌ی چندی كره زمين پژوهشگران، به مقصد‌جای جستجوی یک علت خاص در عوض اختلالات روانی نظیر اسکیزوفرنی و افسردگی، باید به مقصد‌كنار زدن یافتن شبکه‌ای كره زمين علت‌ها باشیم.

آیا تاکنون جانورصفت وضعیتی به مقصد غيرماذون فلج عمومی دیوانه شنیده‌اید؟ احتمالا خير. جلاجل مئه نوزدهم، فلج عمومی، یکی كره زمين رایج‌ترین اختلالات روانی صفت بويناك که تشخیص داده می‌شد. علائم آن شامل رفتارهای اجتماعی عجیب، نابساماني جلاجل اتفاقات، خلق‌و‌خوی دلمرده و مشکل تمرکز صفت بويناك. باآنكه، قريب مئه بیستم صفت بويناك که ما دریافتیم این موقعیت واقعا چیست؛ شکلی كره زمين مقام ها آخركار بیماری سیفلیس که مغز را عفونی کرده و موجب نابساماني جلاجل عملکرد آن انجام خواهد شد. تاچند هزل گويي پس ازآن، علاج بخش بسیار موثری در عوض آن پیدا کردیم: پنی‌سیلین.

باآنكه اکنون فلج عمومی دیوانه بسیار شگفت باریک، این باروح هنوز بسیار آموزنده باریک. هر پژوهشگرجوينده صادقی به مقصد شما خواهد گفت که جلاجل حلول كننده موجودي، در عوض زیادتر اختلالات روانی توضیحی نداریم. افسردگی، نابساماني وسواس فکری عملی (OCD)، اسکیزوفرنی؛ ما واقعا نمی‌دانیم که اسم ابله این الگوهای تفکر، روال و عواطف غیرطبیعی توسعه پیدا می‌کنند و به چه علت جلاجل کنار هم آرامش طلب می‌گیرند. توسط این حلول كننده، امیدواریم که همچون فلج عمومی، به مقصد‌زودی ریشه‌ی این بیماری‌ها را پیدا کنیم و این دانايي به مقصد ما بگوید که اسم ابله باید آن‌ها را علاج بخش انجام بده. همال‌ای كره زمين این صاحبدیوان جلاجل دیگاه عمومی که «گروهي هماني شیمیایی، علت افسردگی باریک»، دیده انجام خواهد شد. شاید مشخص شود که این دیدگاه درست باریک اما حقیقت آن باریک که ما هنور چیزی جلاجل این باروح نمی‌دانیم. چندی كره زمين پژوهشگران معتقدند که جانورصفت کلان كره زمين اختلالات روانی، مرتبط بودن چنین امیدی مبتنی‌ثمار فرضیات خطاكار دانستن باریک. درواقع، به مقصد‌جای مرتبط بودن یک علت ریشه‌ای، مثل فلج عمومی، اختلالات روانی ممکن باریک جلاجل اجاره دهنده تعامل مکانیسم‌های مختلف ایجاد شود.

مکانیسم‌های درگیر جلاجل یک نابساماني روانی ممکن باریک جلاجل مغز جای گرفته باشند، اما آن‌ها در عرض می‌توانند جلاجل بدن و حتی جلاجل محیط بیرون نیز صور داشته باشند و به مقصد‌لفظ یک شبکه توسط هم تعامل برپا کرده و الگوهای پریشانی و نابساماني عملکردی را ایجاد کنند که ما آن‌ها را تشخیص داده و به مقصد‌ديباچه انواع بیماری روانی غيرماذون‌گذاری می‌کنیم. جلاجل این دیدگاه پیچیده‌نمناك، الگوهایی مثل افسردگی و بيم فراگیر به مقصد‌ديباچه گرایش‌هایی جلاجل سیستم مغز-بدن-محیط پدیدار می‌شوند. وقتی الگو ایجاد شد، تغییر آن سخت باریک کمک شبکه سعی می‌کند عناصر كلاه خود را صفت به خاطرسپردني کند.

مقاله‌های مرتبط:

ارچه ساختارهای علیتی درگیر جلاجل کلان كره زمين اختلالات روانی، پیچیده هستند، پشت بام باید اسم ابله به مقصد‌كنار زدن مشخص وزیر ها آن‌ها باشیم؟ به مقصد‌عقیده‌ی چندی پژوهشگران، وكالت دادن این پیچیدگی‌ها، باید ما را به مقصد‌صیانت تفکر مكرر جانورصفت نحوه‌ی مطالعه‌ی بیماری‌های روانی هدایت کند. در عوض سرخرگ، ما نباید افزونتر به مقصد‌كنار زدن یافتن احكام یک قطعه یا حقیقت باشیم. درواقع، به مقصد‌جای یک لمحه‌ی کشف مثل الکساندر فلمینگ که متوجه شد یک کپک در عوض باکتری کشنده باریک یا ارشمیدس که كره زمين حمام بیرون پریده صفت بويناك و فریاد می‌زد «اورکا: پیدا کردم»، ما باید توقف فرایند تدریجی‌تری كره زمين گردآوری دانايي را داشته باشیم.

به مقصد‌جای یک کشف يك جهت که تعریف‌کننده‌ی الگو باشد، درک اختلالات روانی احتمالا زیادتر شبیه کار گروهی كره زمين دیرین‌شناسان باریک که به مقصد‌آرامی خاک را کنار می‌زنند مادام كلكسيون‌ای كره زمين فسیل‌ها را كره زمين زیر خاک بیرون بکشند و مشخص کنند که اسم ابله عظم‌ها درکنار هم آرامش طلب گرفته مادام یک دایناسور را تشکیل ‌دهند. به مقصد‌جای یک تئوری جدید (سه گوش تئوری X جانورصفت افسردگی)، ما احتمالا نیاز به مقصد توضیحات مختلفی داریم که هرکدام روی مکانیسم متفاوتی جلاجل شبکه تمرکز داشته باشد.

به مقصد‌ديباچه همال‌های فرضی، تئوری‌ها ممکن باریک كره زمين مساحت گيري عصبی پدیدار شوند و داغ جا دهند که اسم ابله دشواری هیبت‌ی لذت توسط مشکل نوم تباني پیدا می‌کند و جلاجل مساحت گيري روانشناسی و اکولوژیکی هزیمت دهند که اسم ابله تغییراتی که بيگانگان دلمرده جلاجل محیط كلاه خود ایجاد می‌کنند، جلاجل طولانی كشته شدن خلق‌و‌خوی آن‌ها وعاء دارد (مثل دوم، كره زمين این مقاله اله گرفته شده باریک).

اختلالات روانی

جلاجل مقاله‌ای که جلاجل مجله‌ی Concept & Psychology منتشر خواهد شد، پژوهشگران ساختاری را در عوض سازماندهی فرایند کشف علت اختلالات روانی پیشنهاد کرده‌بضع. آن‌ها این بنیان‌و‌واپسین را «بنیان‌و‌واپسین ارتباطی پدیده» یا RAP نامیده‌بضع. جلاجل رویکرد RAP، پژوهشگران اختلالات را به مقصد بخش‌های معناداری تقسیم می‌کنند و این بخش‌ها را جلاجل مقیاس‌های مختلفِ بنیان‌و‌واپسین، توصیف می‌کنند: جلاجل مغز و بدن بيگانگان چون كه اتفاقی می‌افتد؟ چون كه حسی دارد؟ آن‌ها چون كه کاری اعمال می‌دهند؟ این اسم مكلف اسم ابله محیط آن‌ها را تغییر می‌دهد؟ بیانات دیگران نسبت‌به مقصد آن چیست؟ پژوهشگرجوينده مهجور پشت بام كره زمين این فرایند توصیف دقیق، سعی می‌کند اخبار‌ی بین چندی كره زمين نصيب‌ها را توصیف کند.

تيرخور اصلی رویکرد مذکور آن باریک که به مقصد آرامی مکانیسم‌های این نابساماني را جلاجل زندگی بيگانگان کشف کند. وقتی ما به مقصد اندازه‌ی کافی جانورصفت عللی که وعاء دارند، آگاهی صاحبخانه کردیم، ممکن باریک درک کنیم که اسم ابله الگوهای غیرطبیعی روال صفت به خاطرسپردني می‌شوند و اسم ابله می‌توان به‌تمامی مثبتی جلاجل آن‌ها ایجاد انجام بده. درنهایت، ممکن باریک مشخص شود که چندی كره زمين اختلالات روانی مثل فلج عمومی هستند که علت کاملا مشخصی جلاجل مغز دارند. چندی افزونتر نیز ممکن باریک تحریفی باشند که جلاجل اجاره دهنده عمل شبکه‌ای كره زمين مکانیسم‌ها، جلاجل افکار، روال و عواطف رخ می‌دهند. احتمالا زیادتر اختلالات جلاجل میانه آرامش طلب می‌گیرند و یک یا تاچند علت اصلی و چندین علت فرعی دارند.

كره زمين آن جایی که ما واقعا علت‌ها را نمی‌دانیم، به مقصد‌نگاه خشم آلود می‌رسد سرمایه‌گذاری روی استراتژی‌های توضیحی چندگانه، طوق بهتری در عوض حرکت به مقصد سمت روبروي هم قرار گرفتن باشد. گزینه‌ی جایگزین یعنی فرض اینکه اختلالات روانی همه اختلالات مغزی هستند، مثل ضربه‌المثل جمعناتمام تخمچه‌طير‌ها را جلاجل یک سله آرامش طلب وام گذاردن باریک. ما باید هرچه سریع‌نمناك، علاج بخش‌های موثری در عوض اختلالات روانی پیدا کنیم اما باید اوباشيگري بتوانیم هزیمت دهیم که چون كه چیزی جلاجل حلول كننده همزباني محذوف باریک. ما توسط درنظر خوگرفتن این فرض که علت اختلالات روانی، همیشه نابساماني جلاجل عملکرد مغز باریک، خودمان را به مقصد دردسر می‌اندازیم و ممکن باریک مسیر اشتباهی را برویم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *